محل تبلیغات شما

خب اون ماجرای کار کردن و بهتر بگم حمالی بنده در باشگاه عنتر خانم تموم شد با دعوا و با اینکه اونا پول منو خوردن خدا انشالله به کمرشون بزنه

بهشون گفتم من نمیام دیگه اونا هم. گفتن غلط کردی باید بیای منم گفتم. نمیام از اونجایی که یه عنتر آقایی اونجا کار می‌کرد و روم. کراش زده بود و داشت اون عنتر خانوم گفت اگه نیای منم میرم به بابا مامانت میگم تو با این روابط شخصی داشتی 

منم کفری شدم با بابام و رها رفتیم اونجا اونا هم دستاشون میلرزید و از طرفی هم گفتن پول. نمیدیم خسارت به ما زدی منم گفتم با خودم سسسسسگ خور اصلا نمیخوام 400 تومن مونده اونم بخور تو آشغال 

شماره بابامو گرفت دوست نداشتم بهش بده 

الهی خدا ازشون نگذره و الهی به حق علی به خاک سیاه بشینن. 

یادتون باشه هیییچ جا و هیییچ وقت نذارین با کسی که باهاش کار میکنین صمیمی شین و به اونا رو ندید. 

خدا رو شکر تموم شد الهی به حق علی خدا بزنه به کمرشون. 

405. احمق های دور و برم

404. تشخیص روانشناس چیه؟

403. مهر + آبان = مهربان

اونا ,خدا ,گفتم ,هم ,عنتر ,منم ,هم گفتن ,تموم شد ,به کمرشون ,منم گفتم ,اونا هم

مشخصات

تبلیغات

محل تبلیغات شما

آخرین ارسال ها

برترین جستجو ها

آخرین جستجو ها

وبلاگ قطب کدنویسی استان کردستان